نوید آشنایی
از سمت راست: ارشيا، فاطمه و محسن اينا سه تا، اعضاي كوچك خانواده ما هستند. ولي سه تاشون روح بزرگي دارن آقا محسن كلاس سوم دبستان هست. آقا ارشيا تازه به پيش دبستاني رفته و فاطمه خانم هم كه ۱۰ ماهه هست. محسن جان يه پسر بسيار مودب و در عين حال زيرك هست. من عمش هستم دوستشون دارم. روح بلندي دارن اگه ازشون بخواي كاري رو برات انجام بدن خيلي خوب انجام ميدن ارشيا عاشق فاطمه هست. فاطمه رو با تمام وجود دوست داره و ازش مراقبت مي كنه. محسن هم احساس مسئوليت خيلي زيادي نسبت به اين دختر كوچولو داره. اگه فاطمه گريه كنه محسن به شدت غصه دار ميشه اين عكس رو هم از سه تاشون گذاشتم كه وقتي بزرگ شدن بدونن سه تاشون رو دوست داشتم. اگه اسباب كشي از يه خونه كوچك به يه خونه يه ذره بزرگتر اون هم يه كوچه بالاتر از خونه اول اينقدر سخته پس اسباب كشي به اون دنيا چقدر سخت مي تونه باشه بايد به كسايي كه ميمرن و ميرن يه خدا قوت گفت ياعلي خيلي وقته كه از زندگي و جذابيتهاش ننوشتم اما امرزو يه دفعه دلم هواي نوشتن كرد نوشتن از خودم و خودش و خيلي چيزايي كه دلم براي گفتنشون پر ميكشه زندگي ما در جريان است زندگي از طلاطم غرنده افتاده و به جريان آرام و خزنده تبديل شده خوشحالم خوشحالم كه بالاخره تمام طوفان هاي غرنده فعلا تمام شده و ارامش نسبي را پيدا كرديم البته همسر هم ميگه ديگه ياد گرفتيم كه بايد زندگي كنيم زندگي كنيم نه اينكه وقت را بگذرانيم يادگرفتيم كه چطوري از تمام لحظه هاش استفاده كنيم و بهره ببريم فهيمديم كه ديگه فرصتي نيست ممكنه خيلي زود زنگ بخوره و بخوايم بريم خونمون آره ديگه خونه ، خونه ابدي همه ميرن تعارف هم نداريم حالا يكي كلاس تقويتي داره و بايد بيشتر بمونه اما يكي هم نه، همون يه ذره درس براش بس بوده كه بارش رو ببنده يعني اگه قرار بوده چيزي بفهمه همون يه ساعت براش كافي بوده بگذريم! دلم نمي خواد به درازا كشيده بشه اما چون خيلي وقته كه ننوشتم مطمئنا طولاني ميشه بخون، ادامه بده به جاهاي خوبي قراره برسه قراره يه زندگي رو شرح بدم ، يه زندگي كه تازه فهميدم چطور بايد بسازمش طول كشيد تا بفهم نزديك به سه سال طول كشيد اما ماهي رو هر وقت از آب بگيره تازه است واي چقدر حرف براي گفتن دارم....... نگرانم، نكنه خسته بشي و نخوني ادامه بده چون مي خوام ادامه بدم زندگي خيلي برام شيرينه از زندگي دارم لذت مي برم سختي هاش هم شيرينه ، دير رسيدن و بلافاصله شروع كاراي خونه لذت بخشه چون اميد هست زندگي هست همه چيز هست حتي آرامش هم كه خيلي ها جاها نيست اينجا هست تقلا براي ساختن زندگي بهتر خيلي به ادم روحيه ميده احساس مي كني زمين و زمان دارن باهات همكاري مي كنن اين روزا روزاي پر التهابي رو داريم مي گذرونيم اما يه حسي ميگه ادامه بده ادامه دارد.....
![]()
ارشيا جان پسر مودب و خوبيه اما اين بچه اصلا سياست نداره و هميشه مقصر شناخته ميشه. من خالش هستم.![]()
فاطمه خانم هم كه معرف حضور همه عزيزان هستند. برادر محسن. تنها كاري كه بلده (ناناي) هست. براش فرق نداره كه آهنگ شاد باشه يا غمگين. توي مجلس ختم، توي بهشت زهرا هم با روضه روضه خوان ايشون ناناي رو ....![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
| Design By : Night Skin |

