تبليغاتX
نوید آشنایی




















نوید آشنایی

يا حسين مصيبت تو در روز عاشورا بسيار بزرگ است ولي تو آنقدر بزرگي كه مصيبت را به زانو در آوردي...

آقاي من دلم براي حرمت پر مي‌زند

دلم براي ديدن روي ماهت تنگ است

درسرم شوري است كه مي‌گويد حرم عباست همين‌جاست

همين نزديكي

به زودي خواهم آمد

به زودي او را با تمام وجود درآغوش مي‌گيرم

كه چه لحظه‌اي مي‌تواند باشد....

البته لحظه‌اي كه مهدي جان،‌ مولا و سرور ما تو ظهور كني، آن موقع لحظه‌اي مي‌تواند باشد عظيم

لحظه اي به عظمت عاشورا ....

وقتي هيات "محبان الحسین" شروع به فعاليت كرد و ديدم شب عاشورا هنوز جا براي ثبت نام دارد گفتم: كاش ميشد كه من باني بشم اما فكر كردم اون روزا خيلي سرم شلوغ هست و شايد نتونم

بالاخره سعي كردم با يك التماس دعا به بقيه خودم رو سهيم هيات كنم،

اما بالاخره خدا ناظر هست

مي بيند كه توي سر و دلمون چي مگذره

مي دونه كه بنده اگر چه نادان هست اما قابل نظر هست،

آقاي احساني دو روز بعد پيشنهاد ميزباني داد

با يه خورده دلهره پذيرفتم

گذاشتم به عهده خودشون كه شبي را اختصاص بدن

و "شب عاشورا" به نامم رقم خورد

شب عاشورا .... قسمت است ديگر ....

چه شبي؟!!!!

امروز كه دارم اين رو مينويسم هنوز چند روز  تا شب عاشورا فاصله دارم

زودتر اقدام كردم كه نكند حضرت اجل مهلتم نده

نكنه پيش از اينكه ميزبان مصائب حسين (ع) باشم وقت تموم شه

به خاطر همين عجله كردم ....

 روضه روز عاشورا

حضرت امام رضا(عليه السلام) درباره‌ عاشورا مي‌فرمايد:

«كسي كه عاشورا روز مصيبت و اندوه و گريه‌اش باشد، خداوند قيامت را روز شادماني و سرور او قرار خواهد داد.»

شب عاشورا است و در اين شب جناب سيد الشهداء اصحاب خود را جمع كرد و خطبه اى خواند و كلماتى با آنها فرمود كه حاصلش آنكه من بيعت خود را از شما برداشتم و شما را باختيار خودتان گذاشتم تا بهر جانب كه خواهيد كوچ دهيد و اكنون پرده شب ، شما را فرو گرفته . شب رامطيه رهوار خود قرار دهيد و بهر سو كه خواهيد برويد. اهل بيتش عرض كردند: براى چه اين كار بكنيم آيا براى اينكه بعد از تو زندگى كنيم . خداوند هرگز نگذارد كه ما اين كار نا شايسته را انجم دهيم  و اصحاب نيز هر يك باين نحو كلماتى گفتند و شهادت در خدمت آن حضرت را بر زندگى دنيا اختيار نمودند.

 روز عاشوراء و روز شهادت امام حسين عليه السلام است و در اين روز در كربلا در وقت صباح حضرت امام حسين ع دست به دعا برداشت و گفت :

اللهم انت ثقتى فى كل كرب و انت رجائى فى كل شده الخ .

پس صف آرائى لشكر خود نمود و امر فرمود تا آتش در هيزم هاى خندق زدند كه آن خندق آتش حاجب باشد از رفتن لشكر بجانب خيمه هاى زنان .

از آنطرف عمر سعد نيز صفوف لشكر خود را آراست .

در آن زمان ، حضرت سوار بر شترى شد و ما بين دو لشكر ايستاد و اهل عراق را ندا كرد و بعد از حمد52 و صلوة ، نسب خود را اظهار نمود و بيان فرمود كه آيا شما نيستيد كه نامه هاى متواتر بمن نوشتيد و مرا بدينجا دعوت كرديد. الحال چه شده ؟ آيا من كسى را كشته ام يا كسى را آسيبى زده ام يا مالى از كسى برده ام ؟ براى چه براى كشتن من جمع شده ايد؟

عمر سعد تيرى بچله كمان گذاشت و با لشكر گفت كه شهادت دهيد نزد امير كه من بودم اول كسى كه تير بجانب حسين افكند. همينكه آن تير را افكند، لشكر او نيز سيد الشهداء را تير باران كردند.

حضرت فرمود باصحاب خود كه خدا رحمت كند شماها را، مهيا شويد مرگى را كه چاره نداريد و در همان ساعت جماعتى از اصحاب آنجناب شهيد شدند و پيوسته يك يك بميدان رفتند و شهيد شدند تا وقت ظهر شد.

ابو ثمامه عرض كرد وقت زوال است مى خواهيم يك نمازى ديگر با شما بجا بياورم . از لشكر عمر سعد مهلت نماز خواستند. آن كافران بى حيا، مهلت ندادند. لاجرم زهير بن قين و سعيد بن عبدالله خود را وقايه آن جناب كردند و هر تير و نيزه كه وارد مى شد بر بدن خود مى خريدند تا آن جناب نماز خود را تمام كرد.

بالجمله ، يك يك اصحاب بميدان رفتند و شهيد شدند تا نوبت بجوانان هاشمى رسيد. ايشان نيز يك يك ، بجهاد رفتند و بنحوى جهاد كردند و شهيد شدند كه از تصور حالشان ، جگرها آتش ميگيرد.

جناب على اكبر، چون خواست بميدان برود، پدر نگاهي بقامت او كرد، گريه او را فرو گرفت و كلمات معروفه اللهم اشهد على هولاء القوم را فرمود.

على اكبر چون بميدان رفت و جنگ كرد و تشنگى در او خيلى تاءثير كرد، برگشت نزد پدر و گفت : يا ابا العطش قد قتلنى و ثقل الحديد اجهدنى .

خدا داند كه در اين حال چه بر آن پدر مهربان گذشت كه آبى نداشت كه جگر تفته فرزندش را خنك كند.

على بميدان برگشت و جهاد كرد تا او را شهيد كردند. همينكه پدر بالاى سر او آمد و آن بدن پاره پاره و صورت شبيه رسولخداص را بخون و غبار آلوده ديد، صورت بآنصورت نهاد و فرمود:

قتل الله قوما قتلوك ما اجرئهم على الرحمن و على انتهاك حرمة الرسول على الدنيا بعدك العفاء.

بالاتر از همه تذكر شهادت آن طفل رضيع است . نمى دانم كه سيد مظلومان چه حالى داشته آنوقتى كه آن طفل را بآنجناب دادند كه آبى براى او بگيرد عوض آنكه آن قوم بيحيا آنطفل را آب دهند تيرى بگلوى نازك او زدند كه آن طفل در دست پدر، جان داد و تاءمل كن در حال عبدالله بن الحسن آن هنگامى كه عموى خود را در قتلگاه ميان لشكر تنها ديد از خيمه نزد آن جناب دويد، وقتى رسيد كه ظالمى شمشير بلند كرده بود كه آنحضرت زند.

عبدالله گفت واى بر تو، اى فرزند خبيثه مى خواهى عموى مرا بكشى . پس دست خود را سپر كرد. شمشير دست مقدس او را قطع كرد و بپوست آويزان شد. پس آن مظلوم ناله اش بلند شد كه يا اماه عماه .

حضرت او را در دامن گرفت و او را تسلى ميداد كه حرمله او را تيرى بزد و شهيد كرد.

ملاحظه كن و كيفيت شهادت خود آن مظلوم را ببين كه چه گذشته بر آن حضرت و بر اهل بيت او. خصوص آنوقتى كه بجهت وداع ايشان بخيام آمد و آنها را صدا زد و با يكيك وداع كرد و امر بصبر فرمود و آن لباس كهنه را طلبيد و در زير جامه هاى خود پوشيد و بميدان رفت و رجز خواند و با آن حال تشنگى و داغهاى كمرشكن كه آن حضرت ديده بود، چه نوع مبارزت و شجاعتى از آنحضرت ظاهر شد تا آنكه پيشانى مقدسش را شكستند. جامه بلند كرد كه خون از چهره پاك نمايد، تير زهر آلود سه شعبه بقلب مباركش رسيد، همينكه آن تير را از قفا بيرون كشيد، مانند ناودان خود از جاى آن جارى شد. حضرت دستها را از آن پر ميكرد و بجانب آسمان ميريخت و هم بسر و صورت خويش ميماليد.

در اينوقت بواسطه آن زخم و زخمهاى فراوان ديگر كه بر بدنش بود ضعف و ناتوانى عارض آن جناب شد، از كارزار ايستاد. مالك بن يسر بجانب آن جناب روان شد و ناسزا گفت و شمشيرى بر سر مباركش زد كه كلاه زير عمامه آن حضرت مملو از خون شد و صالح بن وهب نيزه بر پهلوى مباركش زد كه از اسب بر روى زمين افتاد.

جناب زينب چون اين بديد، از خيمه بيرون دويد و فرياد برداشت واخاه و اسيداه وا اهل بيتاه . اى كاش ‍ آسمان خراب مى شد و بر زمين مى افتاد و كاش كوهها از هم مى پاشيد و عمر سعد را فرمود: اى عمر! ابو عبدالله را مى كشند و تو او را نظاره مى كنى . آن ملعون جواب نگفت .

زينب با لشكر فرمود: واى بر شما مگر ميان شما يكنفر مسلمان نيست . احدى جواب او را نداد و بالجمله شمر لشكر را ندا كرد كه مادر بر شماها بگريد چه انتظار مى بريد، چرا كار حسين را تمام نميكنيد. پس همگى بر آن حضرت از هر سو حمله كردند.

حصين بن نمير تيرى بر دهان مقدسش زد و ابو ايوب غنوى تيرى بر حلقوم شريفش زد و رزعة بن شريك ضربتى بر شاءنه چپش زد و سنان بن انس نيزه بر گلوى مباركش فرو برد و تيرى بر نحر شريف آن مظلوم زد.

پس آن جناب را شهيد كردند...
 

اعظم الله اجورنا و اجوركم بمصابنا بالحسين عليه السلام و جعلنا و اياكم من الطالبين بثاره مع وليه الامام المهدى من آل محمد عليهم السلام .

حديثي در باب عظمت روز عاشورا...

شيخ طوسى در مصباح از عبدالله بن سنان روايت كرده است كه گفت : من در روز عاشوراء بخدمت حضرت امام جعفر صادق عليه السلام رفتم ، ديدم كه رنگ مباركش متغير و آثار حزن و اندوه از روى شريفش ظاهر است و مانند مرواريد آب از ديده هاى مباركش ميريزد. گفتم : يابن رسول الله ! سبب گريه شما چيست ؟ هرگز ديده شما گريان مباد. فرمود: مگر غافلى كه امروز چه روزيست . مگر نمى دانى كه در مثل اين روز، جد من حسين ، شهيد شده است . گفتم : يابن رسول الله ! چه مى فرمائيد درباره روزه اين روز. فرمود روزه بدار، بى نيت روزه ، و در روز افطار كن نه از روى شماتت و تمام روز را روزه مدار و بعد از عصر بيكساعت بشربتى از آب افطار كن كه مثل اين روز در اين وقت جنگ از آل رسول منقضى شد و سى نفر از ايشان باموالى ايشان بر زمين افتاده بودند كه هر يك از ايشان اگر در حيات حضرت رسول ص فوت مى شد، آنحضرت صاحب تعزيه او بود. پس حضرت آنقدر گريست كه محاسن شريفش تر شد.

اعمال روز عاشورا

 1ـ عزاداري بر امام حسين(عليه السلام) و شهداي كربلا، در اين مورد از امام رضا(عليه السلام) نقل شده است:

هر كس كار و كوشش را در اين روز، رها كند، خداوند خواسته‌هايش را برآورد و هر كس اين روز را با حزن و اندوه سپري كند، خداوند قيامت را روز خوشحالي او قرار دهد.

 2ـ زيارت امام حسين(عليه السلام).

 3ـ روزه گرفتن در اين روز كراهت دارد؛ ولي بهتر است بدون قصد روزه، تا بعد از نماز عصر از خوردن و آشاميدن خودداري شود.

 4ـ آب دادن به زائران امام حسين(عليه السلام).

 5ـ خواندن سوره توحيد هزار مرتبه.

 6ـ خواندن زيارت عاشورا.

 7ـ گفتن هزار بار ذكر «اللّهم العن قتلة الحسين(عليه السلام).»

 التماس دعا

نوشته شده در سه شنبه هفدهم دی 1387ساعت 17:0 توسط سمانه | |

                              HAPPY

                       BIRTH DAY

                            TO 

                       MEEEEEEE           

نوشته شده در چهارشنبه یازدهم دی 1387ساعت 8:35 توسط سمانه | |

                                                

                                                         بسم الله الرحمن الرحیم

السلام علیک یا اباعبدالله الحسین

سلام دوستان

هيات اينترنتي"محبان الحسین علیه السلام" برنامه‌هاي خودش رو از امروز شروع كرد.

برنامه دهه اول محرم هیات اینترنتی محبان الحسین به این شرح اعلام میشود:

شب

تاریخ

روضه

میزبان

شب اول محرم

یکشنبه

۸۷/۱۰/۸

روضه حضرت مسلم (ع)

 

محمد پوربخش

امیر امیری فر

شب دوم محرم

دوشنبه

۸۷/۱۰/۹

ورود کاروان به کربلا

محمدرضا سراج زاده

شب سوم محرم

سه شنبه

۸۷/۱۰/۱۰

روضه حضرت رقیه (س)

سید محمد حسین حمیدی

شب چهارم محرم

چهارشنبه

۸۷/۱۰/۱۱

روضه جناب حر (ع)

محسن محمدپور

شب پنجم محرم

پنجشنبه

۸۷/۱۰/۱۲

روضه حضرت

عبدالله بن الحسن(ع)


كوثر ايرانمنش

شب ششم محرم

جمعه

۸۷/۱۰/۱۳

روضه حضرت

 قاسم بن الحسن(ع)

عبدالرحمان منصوری راد

شب هفتم محرم

شنبه

۸۷/۱۰/۱۴

روضه حضرت

 علی اصغر(ع)

مریم ف.

نرگس بورونی

شب هشتم محرم

یکشنبه

۸۷/۱۰/۱۵

روضه حضرت

علی اکبر (ع)

عطیه حجاریان

شب نهم محرم

دوشنبه

۸۷/۱۰/۱۶

روضه حضرت

عباس (ع)

 مجيد تولايي

صبا

شب دهم محرم

سه شنبه

۸۷/۱۰/۱۷

روضه سالار شهیدان و روز عاشورا

 سمانه سبزياني

مهدي رودكي

شب یازدهم محرم

چهارشنبه

۸۷/۱۰/۱۸

شام غریبان

روضه اسارت کاروان

علی بستانی

شب دوازدهم محرم

پنجشنبه

۸۷/۱۰/۱۹

روضه حضرت سجاد (ع)

مجید احسانی نیک

 

 

نوشته شده در دوشنبه نهم دی 1387ساعت 8:13 توسط سمانه | |


Design By : Night Skin