نوید آشنایی
آنقدر زيبا كه همه براي تماشايش جمع بودند چه لحظه پر خاطرهاي.... پيداست كه از اكنون سعي داري بر ديگر كودكان سبقت بگيري و دلها را به خود جلب كني از همين لحظه آمدنت خير و بركت را ديدم كه بر ما نازل شد و چه زيبا هستي تو مادرت دوست داشت كه كودكي سياه و فرفري باشي اما شايد تقدير تو را سفيد رو و رنگين چشم كرد.... چه قدر لحظهاي كه تو را در آن آغوش شيشهاي ديدم دلم لرزيد نكند قرار است چند روز ديگر هم ما را چشم به راه نگه داري؟ نه خدا نكند تو امروز به خانه ات ميآيي تا جشني را كه به يمن قدوم مباركت ترتيب دادهايم به نظاره بنشيني راستي محسن هم از آمدنت اينقدر خوشحال است كه به جاي يك صفحه مشق، ۳ صفحه نوشت و در عوض ۵ مساله رياضي ۱۵ مساله حل كرد اينها همه نشان ميدهد كه تو با آمدنت محسن را نيز دگوگون كردهاي برادر است ديگر؛ تمام وجودش در خواهر خلاصه شده است وقتي به او گفتيم هنگام آمدنت، هديهاي گرفتهاي كه به محض ورود به او بدهي، برق شادي وجودش را گرفت و كنجكاوي از سخنان ظريفش پيدا بود... "كاش مرد عنكبوتي باشد كه مرا به پرواز در آورد" اما من به او گفتم كه تو هنوز از دنياي مد كودكان اين دنيايي بي خبري ؛ و او قبول كرد! او قبول كرد كه هرآنچه برايش به سوغات آوردي بپذيرد "مبينا"ي عزيزم اگر براي عمه اينقدر عزيز هستي خدا ميداند كه براي پدر و مادر و خود خدا چقدر شيريني براي هميشه آمدنت مبارك تنها امروز را براي آمدن فرصت دارد اگر بتواند بر خواسته قديمياش غلبه كند و از مامن كهنهاش خارج شود امروز بايد بيايد هيچ كس نميداند كه او امروز چگونه خواهد آمد اما قطعا خواهد آمد ۹ ماه زمان كمي براي مانيست ۹ ماه است كه منتظريم بيايد اما امروز او به مامان و بابا سلام خواهد كرد به انتظار آنها پايان خواهد داد اما هيچ كس نميداند كه او چگونه خواهد آمد اما بالاخره مي ايد از اواسط امر پيدا بود كه او دختري زيبا خواهد بود حال منتظريم ببينيم او چه ساعتي را براي دل كندن از دل مادر انتخاب ميكند اميدوارم زود قدم در دنيايي گذارد كه همه وسايل رفاهي برايش مهيا شده اميدداريم كه او هديه خاص خدا به ما باشد انشاالله براي زود آمدنش دعا مي كنيم براي مادرش آرزوي صبر براي پدرش يك دنيا تبريك هنوز اسمش مشخص نيست جاده زندگي ما خيلي شلوغ شده جاده دو طرفه هست اما اتوبان نيست كه بشه با سرعت حركت كرد توي يه قسمت هايي از جاده هم كه گارد ريل كار نذاشتند و يه موقع هايي احتمال سقوط پيش مياد اما خوب سعي مي كنم تمام توجهم رو بكنم كه به اطراف منحرف نشم تازه دست اندازهايي كه هست يه موقعهايي به نظر مياد چيز مهمي نيست و ميشه به راحتي ازش عبور كرد ولي وقتي نزديكش ميشم، چنان تكاني ميخورم كه سرم به سقف زندگي برخورد ميكنه نميشه كسي رو مقصر دونست چون بعضي از اين دست اندازها رو گذاشتن كه خيلي تند نريم البته بعضي هاشون رو هم كم كاري اطرافيان بوده كه به وجود اومده البته هنوز توي خونمون مشخص نيست كه كي شهردار هست و وظيفه هموار كردن جاده رو داره و هر دو سعي مي كنيم نقش سردار رويانيان رو بازي كنيم و به اتومبيلهاي ديگه دستور بديم كه كي اول بره و كه دوم و وقتي تصادفي ميشه بگيم كه مقصر بوده و كروكي و جريمه و .... البته يه سري چيزهاي ديگه هم نداريم مثل ستاد حوادث غير مترقبه، چون اخيراكه يه اتفاقي افتاده هر دومون سر در گم شديم و فعلا نتونستيم در باره"سيد" مديريت بحران كنيم و اين كار رو تا اطلاع ثانوي به خدا واگذار كرديم. يه چيز ديگه هم نداريم كه اون حساب ذخيره ارزي هست كه هر از چندگاهي بي سرو صدا ازش برداشت كنيم و هي بگيم موجوديش افزايش يافته است. خلاصه چيزهايي كه نداريم كم نيست اما داشته هامون خيلي هست . ما توي خونمون وزارت دفاع داريم كه من مسئول اون وزارت خانه هستم و وزارت راه و ترابري داريم كه همسرم نويد جان رييس اون بخش هستند. البته وزارت دادگستري و امورخارجه رو من هدايت مي كنم و وزارت رفاه ، فرهنگ و ارشاد و مسكن رو به آقا نويد سپردم. اينكه ميگم توي ترافيك زندگي گير كردم رو بي راه نمي گم .اين همه وزارت خانه رو اداره كردن كار هر كسي نيست . تازه درباره وزارت اطلاعات نگفتم كه به علت سر نگه دار بودن همسرم به ايشون واگذار شده و سازمان زمين شناسي رو هم به دليل تبهر ايشون بهشون واگذار كردم. خودم هم وزارت نيرو و بهداشت و درمان رو يكسره قبول زحمت كردم. البته چون هنوز خوشبختانه فرزندي نداريم وزارت آموزش و پرورش را بدون رييس گذاشتيم ولي بايد خيلي سريع اگر خدابهمون فرزند داد براش اقدام كنيم كه فرزندي تربيت نشه كه بره مدرك دكتري قلابي بگيره و باعث شرمندگي فاميل بشه! حالا اگه كسي بگه جاده زندگي ما ترافيك و شلوغي نداره يه خورده بي انصافي كرده. يا حق و من براي زندگي تو را بهانه ميكنم ...........
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
| Design By : Night Skin |

